ترجمه "komme" به فارسی
رسم, عادت, سنت بهترین ترجمه های "komme" به فارسی هستند.
komme
noun
دستور زبان
-
رسم
nounIdamaa kombe kohaselt pidi peremees oma külalisi kaitsma ja vajaduse korral nende eest isegi surema.
در مشرق زمین، رسم بر آن بود که شخص تا پای جان خود از مهمانش حفاظت کند.
-
عادت
nounSul on halb komme püüda inimesi oma sõnadega manipuleerida.
! تو عادت بدي داري که آدما رو با حرفات فريب ميدي.
-
سنت
nounSa oled eiranud meie kombeid ja iidseid seadusi.
تو سنت و قوانين باستاني مارو ناديده گرفتي
-
هند
noun proper
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " komme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "komme" با ترجمه به فارسی
-
آبنبات · کانفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن