ترجمه "kont" به فارسی
استخوان, استخون, ستخوان بهترین ترجمه های "kont" به فارسی هستند.
kont
noun
دستور زبان
-
استخوان
nounMa arvan, et see tabas seda konti seal.
فک کنم زدی به استخوان. ای پس فطرت.
-
استخون
Ta ütleb, et talle meeldiks üks kont või liharikas kostitus.
ميگه يه استخون يا يه تيکه گوشت ميخواد.
-
ستخوان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kont " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن