ترجمه "kontor" به فارسی
اداره, دفتر, اداره بهترین ترجمه های "kontor" به فارسی هستند.
kontor
-
اداره
nounArvasin, et üks on meie kontorisse peidetud, sest kuidas nad muidu vajalikku infot rünnakute kohta kogusid.
فکر کردم حتما تو اداره ما شنود گذاشتن که برای حمله شون اطلاعات جمع کنن.
-
دفتر
nounLeidis, et kontor on tavaliselt lahti ja tuli sisse selleks ajaks kui siin olid.
يه دفتر پيدا کرده که معمولا درش بازه و رفته داخل و منتظر تو مونده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kontor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kontor
-
اداره
nounنهادی دولتی برای کارگشائی
Kontorite ja teiste agentuuridega on üles seatud turvalised sideliinid.
خط تلفنهاي امن با تمام ادارات و همينطور نمايندگيهاي نصب شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن