ترجمه "kord" به فارسی
بار, دفعه, روال بهترین ترجمه های "kord" به فارسی هستند.
kord
noun
Noun
دستور زبان
-
بار
nounPaljud vaatajad nägid esimest korda „rääkivat filmi” ja olid hämmastuses.
بسیاری از تماشاچیان که برای اولین بار ‹فیلم ناطق› میدیدند بسیار مبهوت شده بودند.
-
دفعه
nounIga kord, kui olen armunud, olen haiget saanud.
هر دفعه که من به کسی علاقمند شدم ، صدمه دیدم.
-
روال
Kas kõik saab korda, Emme?
همه چيز دوباره به روال عادي برميگرده ، مامان ؟
-
ترجمه های کمتر
- طبقه
- مرتبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kord" با ترجمه به فارسی
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
-
نظم اجتماعی
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن