ترجمه "kultuur" به فارسی
فرهنگ, کولتور, فرهنگ بهترین ترجمه های "kultuur" به فارسی هستند.
kultuur
noun
دستور زبان
-
فرهنگ
nounVõitluses kreeka filosoofia ja kultuuri mõju vastu tõusid juutide hulgas esile usujuhtide rühmitused.
گروههایی از رهبران دینی برای مبارزه با نفوذ فلسفه و فرهنگ یونان، در میان یهودیان به پا خاستند.
-
کولتور
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kultuur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kultuur
-
فرهنگ
nounKultuurid sama vana kui aeg on seda kummardanud.
فرهنگ هائي به عمر تاريخ آب رو پرستش ميکردن.
-
کشت
روش چند برابر کردن سلولها و غیره در شرای بهینه زیستی
عباراتی شبیه به "kultuur" با ترجمه به فارسی
-
فرهنگ باستان شناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن