ترجمه "kuna" به فارسی
بدلیل, زیرا, چون بهترین ترجمه های "kuna" به فارسی هستند.
kuna
-
بدلیل
conjunction -
زیرا
conjunctionJehoova lubas sellel sündida, kuna need inimesed olid väga halvad.
یَهُوَه اجازه داد تا این اتفاق بیفتد، زیرا آن مردم، خیلی بد بودند.
-
چون
conjunctionSee koht toimib, kuna külastajad teavad, et isendid pole päris.
اين پارک موفقه چون مهمون ها مي دونن که ميزبان ها واقعي نيستن.
-
ترجمه های کمتر
- چونکه
- برای اینکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن