ترجمه "kuningas" به فارسی

شاه, پادشاه, شاه بهترین ترجمه های "kuningas" به فارسی هستند.

kuningas noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    Kui ma sain kuningaks, siis ma soovisin talle ainult heameelt valmistada.

    وقتي شاه شدم ، بيشتر از هرچيزي ميخواستم اونو سربلند کنم.

  • پادشاه

    noun

    Pärast vabastamist sai Aaron juhatust minna sinna, kus laamanlaste kuningas maad valitses.

    بعد از آزادی الهام یافت که به سرزمینی سفر کند که پادشاه لامانیان حکومت می کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuningas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kuningas
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    Kuningas Midas soovis, et kõik, mida ta puudutab, muutuks kullaks.

    شاه «میداس» آروزیش این بود که هر چه را لمس می کند به طلا تبدیل شود.

تصاویر با "kuningas"

اضافه کردن

ترجمه های "kuningas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه