ترجمه "kunstnik" به فارسی
هنرمند, آرتیست بهترین ترجمه های "kunstnik" به فارسی هستند.
kunstnik
Noun
دستور زبان
-
هنرمند
noun adjectiveTa ütles, et suured kunstnikud peidavad alati end oma töödesse.
مي گفت که يه هنرمند بزرگ هميشه خودش رو در اثرش پنهان مي کنه.
-
آرتیست
Milline suur kunstnik on eales rahuarmastavat kuningat ülistanud?
اما كدام آرتیست زمانه ای پادشاه را ستایش می كند ، در صُلح و آرامش ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kunstnik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن