ترجمه "kurt" به فارسی
کر, ناشنوا, ناشنوایی بهترین ترجمه های "kurt" به فارسی هستند.
kurt
adjective
دستور زبان
-
کر
nounTa oli pime ja kurt ning elas maailmas, mis oli vaikne ja pime.
او کور و کر بود و در دنیائی تاریک و ساکت زندگی می کرد.
-
ناشنوا
adjective nounKuid distsiplineerides ei teinud Jehoova oma rahvast pimedaks, kurdiks, lombakaks ega tummaks.
اما یَهُوَه برای تنبیه قومش آنان را نابینا، ناشنوا، و یا گنگ نساخت.
-
ناشنوا؛ کر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kurt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kurt
-
ناشنوایی
sest seni on kurtide ainuke võimalus olnud sisekõrvaimplantaadi paigaldamine,
زیرا تنها امکان برای ناشنوایی کاشت حلزون هست،
عباراتی شبیه به "kurt" با ترجمه به فارسی
-
مردم کرد
-
کرت کوبین
-
کورت ونهگات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن