ترجمه "kuum" به فارسی
داغ ترجمه "kuum" به فارسی است.
kuum
Adjective
دستور زبان
-
داغ
nounMe laseme panni kuumaks, et põletada haavad kinni, peatamaks verejooksu.
ما بايد ماهي تابه رو داغ کنيم تا بااون زخم رو بسوزونيم تا از خونريزي جلوگيري کنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kuum" با ترجمه به فارسی
-
تفتگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن