ترجمه "lahing" به فارسی
رزم, نبرد, نبرد بهترین ترجمه های "lahing" به فارسی هستند.
lahing
Noun
دستور زبان
-
رزم
nounNix, mis sina teed kui lahingusse jõuad?
نيکس ، موقعي که وارد رزم بشي چي کار ميکني ؟
-
نبرد
nounAhab sai lahingus haavata ning jooksis oma sõjavankris verest tühjaks.
اَخاب در آن نبرد زخمی شد و از او خون بسیاری رفت و در ارابهاش جان داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lahing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lahing
-
نبرد
nounLahing oli raevukas ja verine, kuid Aleksandri väed jäid peale.
با اینکه این نبرد، نبردی شدید و خونین بود، نیروهای اسکندر پیروز شدند.
تصاویر با "lahing"
عباراتی شبیه به "lahing" با ترجمه به فارسی
-
کشته در نبرد
-
نبرد کورسک
-
نبرد گوگمل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن