ترجمه "lame" به فارسی
صاف, مسطح, هموار بهترین ترجمه های "lame" به فارسی هستند.
lame
adjective
Adjective
دستور زبان
-
صاف
adjectiveEnt kui kätega pinnasest haarasin, ei tundnud ma sõrmede all midagi peale liiva ja lameda kalju.
امّا همانطور که دستم را بر روی سطح زدم، چیزی به جز شن و ماسۀ شُل بر روی سنگ صاف حسّ نکردم.
-
مسطح
adjectiveVanal ajal uskusid inimesed üldiselt, et maa on lame.
انسانها در روزگار باستان عموماً معتقد بودند که زمین مسطح است. در قرن ششم ق.
-
هموار
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lame " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن