ترجمه "lennuk" به فارسی

هواپیما, هَواپَيما, هواپيما بهترین ترجمه های "lennuk" به فارسی هستند.

lennuk noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هواپیما

    noun

    Näha oli hüljatud haagiseid, suurtükke ja isegi ühe lennuki rususid.

    حتی بقایای یک هواپیما و جنگافزار و واگنهای ارتشی که رها شده بودند نیز دیده میشد.

  • هَواپَيما

  • هواپيما

    noun

    Ametlikult läheb kirja, et kaotasin korraks lennuki üle kontrolli.

    بهتر متوجه باشي که من کنترل هواپيما رو بر عهده دارم.

  • طیاره

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lennuk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lennuk
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هواپیما

    noun

    Lennuk, mis oli täis laaditud kütust, sööstis otsejoones elumajade peale.

    آن هواپیما که مخازن سوختش پر بودند در یک مجتمع مسکونی سقوط کرد.

تصاویر با "lennuk"

عباراتی شبیه به "lennuk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lennuk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه