ترجمه "linn" به فارسی

شهر, شهرک, مدينه بهترین ترجمه های "linn" به فارسی هستند.

linn noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر

    noun

    suur tiheasustusega asula

    Ma arvasin, et sa lahkusid oma emaga linnast.

    فکر کردم داري با مامانت از اين شهر ميري.

  • شهرک

    noun

    Järgmise nelja aasta jooksul teenisin pioneerina veel neljas linnas, mis kõik asusid Uus-Lõuna-Walesis ja Queenslandis.

    طی چهار سال، در چهار شهرک دیگر واقع در ویلز جنوبی نو و کوینزلند به پیشگامی پرداختم.

  • مدينه

  • ترجمه های کمتر

    • medîne
    • scher
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " linn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Linn
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر

    noun

    Linn oli kompaktne ja seepärast oli seda kerge kaitsta.

    این ساختار شهری دفاع از شهر را آسانتر میکرد.

تصاویر با "linn"

عباراتی شبیه به "linn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "linn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه