ترجمه "linnus" به فارسی
دژ, رخ, قصر بهترین ترجمه های "linnus" به فارسی هستند.
linnus
noun
دستور زبان
-
دژ
nounقلعههای اروپایی
Süvalaane Maalinn oli me viimane linnus mandril.
" جنگل عمیق موت " آخرین دژ ما در سرزمین اصلی بود.
-
رخ
noun -
قصر
noun -
قلعه
nounStannis jättis selle linnuse tühjaks ja Daenerys on seal sündinud.
استنیس قلعه رو خالی کرد و اون اینجا به دنیا اومد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " linnus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن