ترجمه "looma" به فارسی

آفریدن, ایجاد, ایجاد کردن بهترین ترجمه های "looma" به فارسی هستند.

looma verb دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آفریدن

    verb

    Ta tegi enamat, kui lõi meile vaid keha ja aju.

    او کاری بیش از آفریدن ما با یک بدن و یک مغز انجام داده است.

  • ایجاد

    verb

    Sinu vaarisa ja veel mõni inimene lõid selle tööstuse.

    پدر پدربزرگت و چند نفر دیگه. این صنعت رو ایجاد کردن

  • ایجاد کردن

    verb

    Sinu vaarisa ja veel mõni inimene lõid selle tööstuse.

    پدر پدربزرگت و چند نفر دیگه. این صنعت رو ایجاد کردن

  • ترجمه های کمتر

    • بوجود آوردن
    • خلق
    • خلق کردن
    • ساختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " looma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "looma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "looma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه