ترجمه "looma" به فارسی
آفریدن, ایجاد, ایجاد کردن بهترین ترجمه های "looma" به فارسی هستند.
looma
verb
دستور زبان
-
آفریدن
verbTa tegi enamat, kui lõi meile vaid keha ja aju.
او کاری بیش از آفریدن ما با یک بدن و یک مغز انجام داده است.
-
ایجاد
verbSinu vaarisa ja veel mõni inimene lõid selle tööstuse.
پدر پدربزرگت و چند نفر دیگه. این صنعت رو ایجاد کردن
-
ایجاد کردن
verbSinu vaarisa ja veel mõni inimene lõid selle tööstuse.
پدر پدربزرگت و چند نفر دیگه. این صنعت رو ایجاد کردن
-
ترجمه های کمتر
- بوجود آوردن
- خلق
- خلق کردن
- ساختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " looma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "looma" با ترجمه به فارسی
-
جانوران
-
رفتار همجنسگرایانه در جانوران
-
جانوران
-
سرشت · طبیعت
-
ǧānvar · جانور · حیوان · ḥayvān
اضافه کردن مثال
اضافه کردن