ترجمه "luu" به فارسی
استخوان, استخون, ستخوان بهترین ترجمه های "luu" به فارسی هستند.
luu
noun
دستور زبان
-
استخوان
nounHesekiel nägi nägemuses orutasandikku, mis oli täis luid.
حِزْقیال در رؤیایی وادیای را میبیند که پر از استخوان است.
-
استخون
Olete magamatusest uimane ja see pole mu poja luu.
پس تو يکم کمبود خواب داري. و واقعا اين استخون پسرم نيست.
-
ستخوان
-
پا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " luu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Luu
-
استخوان
nounLuid parandama, nahka ravima...
استخوان جوش بدن ، پوست رو ترميم کنن...
اضافه کردن مثال
اضافه کردن