ترجمه "maastik" به فارسی
منظره, چشم انداز بهترین ترجمه های "maastik" به فارسی هستند.
maastik
-
منظره
nounCharles Lullin, see vanaisa, nägi sadu erinevaid inimesi, kõikvõimalikke erinevaid maastikke.
چارلز لولین، پدر بزرگ چارلز بنه،، صدها پیکرو منظره ی گوناگون را دیده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maastik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Maastik
-
چشم انداز
Maastik on täis hiiglasuuri kriidisambaid, mis on uuristatud lugematute liivatormide poolt.
چشم انداز اينجا پوشيده شده است از ستون هاي گچي غول پيکر ، که با طوفان هاي شن بيشماري حکاکي شده اند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن