ترجمه "meister" به فارسی

افزارمند, صنعتکار, صنعتگر بهترین ترجمه های "meister" به فارسی هستند.

meister
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افزارمند

  • صنعتکار

  • صنعتگر

    noun
  • قهرمان

    noun

    Kui eelmine meister, on tal õigus seda teha.

    به عنوان يك قهرمان سابق اونم حق داره كه بجنگه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meister " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "meister" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "meister" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه