ترجمه "meri" به فارسی
بحر, دریا, daryå بهترین ترجمه های "meri" به فارسی هستند.
meri
noun
دستور زبان
-
بحر
nounNeed silmakirjatsejad käivad läbi mered ja maad, et leida ükski, kes heidab nende usku – ja saab seeläbi üksnes igavese hukatuse vääriliseks.
این ریاکاران برّ و بحر را میگردند تا مریدی پیدا کنند و چون پیدا شد، او را سزاوار نابودی ابدی میسازند.
-
دریا
nounTa valitseb merest mereni ja Frati jõest ilmamaa otsani!
و او حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا، و از نهر تا اقصای جهان.
-
daryå
-
ترجمه های کمتر
- دريا
- زو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " meri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Meri
proper
-
دریا
nounTa valitseb merest mereni ja Frati jõest ilmamaa otsani!
و او حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا، و از نهر تا اقصای جهان.
-
دریاوار
تصاویر با "meri"
عباراتی شبیه به "meri" با ترجمه به فارسی
-
دریای جنوبی چین
-
دریای عرب
-
دریای اژه
-
دریای آزف
-
دریای سیاه
-
دریای آدریاتیک
-
دریای اختسک
-
دریای اژه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن