ترجمه "misjonär" به فارسی
میسیونر, میسیونر بهترین ترجمه های "misjonär" به فارسی هستند.
misjonär
Noun
دستور زبان
-
میسیونر
nounKristlik misjonär Luukas kiitis beroialasi alandlikult selle eest ja nimetas neid üllasteks.
لوقا، میسیونر مسیحی مردم بیریه را با فروتنی تمام تحسین کرده، آنها را مردمی ‹نجیب› خواند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " misjonär " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Misjonär
-
میسیونر
Misjonär täitis muidugi rõõmuga tema palve ja nüüd edeneb see noormees kiiresti.
میسیونر نیز با کمال میل این کار را انجام داد و مرد جوان خیلی خوب پیشرفت کرد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن