ترجمه "muld" به فارسی
zamin, خاک, خاک بهترین ترجمه های "muld" به فارسی هستند.
muld
noun
دستور زبان
-
zamin
-
خاک
nounMuist seemet kukub kalju peale, kus pole palju mulda.
بعضی دیگر بر زمین سنگی افتاد، جایی که خاکِ چندانی نداشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muld " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Muld
-
خاک
nounMuld räägib minuga jälle.
خاک دوباره داره باهام حرف میزنه چی میگه ؟
عباراتی شبیه به "muld" با ترجمه به فارسی
-
طبقهبندی خاک
-
ملا (شخصیت مذهبی)
-
خوابيدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن