ترجمه "muna" به فارسی

تخم, تخم مرغ, toḫm بهترین ترجمه های "muna" به فارسی هستند.

muna noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخم

    noun

    Mitte igaüks ei saa endale lubada neid orgaaniliselt puhtaid mune.

    هر کسی پولش نمی رسه که تخم مرغهای طبیعی محلی که تو می خوری رو بخوره.

  • تخم مرغ

    noun

    Sellise tempoga ei saa me kunagi piima ega mune.

    با اين وضعيت ما عمرا شير و تخم مرغ بدست بياريم.

  • toḫm

  • ترجمه های کمتر

    • خاگ
    • مرغانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Muna
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخممرغ

    Igaüks, kes müüb mune, mis tal üle jäävad,

    هرکی تخممرغ مازادش را در بازار روز بهشکل قانونی به همسایههاش میفروشه،

تصاویر با "muna"

اضافه کردن

ترجمه های "muna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه