ترجمه "muru" به فارسی
علف, سبزه, واش بهترین ترجمه های "muru" به فارسی هستند.
muru
Noun
دستور زبان
-
علف
nounÄrme oota muru kasvamist.
نميخواي صبر کني که علف زير پات سبز شه.
-
سبزه
nounSiis kui hing heidab sinna murule,
زمانی که روح تو در سبزه زار لمیده است،
-
واش
noun -
چمن
nounMa arvan, et ma lähen ja niidan muru.
فکر کنم که بهتره برم کمي چمن ها رو بزنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muru " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Muru
-
چمن
nounMa arvan, et ma lähen ja niidan muru.
فکر کنم که بهتره برم کمي چمن ها رو بزنم.
تصاویر با "muru"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن