ترجمه "muusika" به فارسی
موزيك, موزیک, موسیقی بهترین ترجمه های "muusika" به فارسی هستند.
-
موزيك
Esmalt siiski veidike head muusikat.
اولش يه خوردن از شنيدن موزيك لذت ببريد
-
موزیک
nounTalle hakkas muusika nii väga meeldima, et ta hakkas iseseisvalt harjutama.
او آنقدر به موزیک علاقمند شد که خودش تمرین کردن را ادامه داد.
-
موسیقی
nounKui kuulutatakse välja sissejuhatav muusika, peaksid kõik minema oma istekohale, et programm võiks alata väärikalt.
با شنیدن صدای موسیقی همه میباید به جای خود بروند تا برنامه مرتب و آبرومندانه شروع شود.
-
ترجمه های کمتر
- آهنگ
- خنیا
- موسيقی
- musighi
- muzik
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muusika " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
موسیقی
nounنوعی هنر که به کمک آن تولید صوت میکند
Muusika, kunst, käsitöö — täiusliku inimkonna saavutused ületavad kaugelt selle vana maailma suurimate meistrite parimagi loomingu!
موسیقی، هنر، فنون مختلف — دستاوردهای بشر کامل بر زیباترین آثار چیرهدستترین استادان دنیای قدیم برتری خواهد داشت!
عباراتی شبیه به "muusika" با ترجمه به فارسی
-
موسیقی مینیمال
-
موسیقی الکتروآکوستیک
-
موسیقی الکترونیک
-
موسیقی کلاسیک معاصر
-
گشایش (موسیقی)
-
موسیقی کلاسیک
-
تاریخ موسیقی
-
موسیقی قرون وسطا