ترجمه "nuga" به فارسی
چاقو, کارد, bičāq بهترین ترجمه های "nuga" به فارسی هستند.
nuga
noun
Noun
دستور زبان
-
چاقو
nounSa seisad seal, sel ajal kui teised nuge loobivad.
وقتی اون داره چاقو پرت میکنه سرجات وایمیستی.
-
کارد
nounMõne hajameelse või hooletu inimese käes aga võib sama nuga palju kahju teha.
ولی همان کارد در دست شخصی بیتجربه و بیتوجه میتواند آسیبآور باشد.
-
bičāq
-
ترجمه های کمتر
- kārd
- pičāq
- pīčāq
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nuga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nuga
-
کارد
nounMõne hajameelse või hooletu inimese käes aga võib sama nuga palju kahju teha.
ولی همان کارد در دست شخصی بیتجربه و بیتوجه میتواند آسیبآور باشد.
تصاویر با "nuga"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن