ترجمه "ohvitser" به فارسی

افسر, افسر (ارتش), سرکار بهترین ترجمه های "ohvitser" به فارسی هستند.

ohvitser
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسر

    noun

    Päris kena leid täna, hoolimata kahe ohvitseri hukkumisest.

    امروز کارت عالی بود. با اینکه دو افسر هم ازدست دادی.

  • افسر (ارتش)

  • سرکار

    noun

    Kas on mingi probleem, ohvitser?

    زن و بچم و خودم سرکار ، مشکلي هست ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ohvitser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ohvitser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه