ترجمه "oks" به فارسی

شاخ, شاخه, عضو بهترین ترجمه های "oks" به فارسی هستند.

oks noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخ

    noun
  • شاخه

    noun

    Nüüd, kui me ei oleks neid oksi külge pookinud, oleks see puu hävinud.

    اینک، اگر ما این شاخه ها را پیوند نزده بودیم، آن درخت از بین می رفت.

  • عضو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oks " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Oks
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخه

    noun

    Oksad ei olnud piisavalt tugevad, et mu keharaskusele vastu pidada.

    شاخه ها به اندازه ای که وزن بدنم را نگه دارند قوی نبودند.

اضافه کردن

ترجمه های "oks" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه