ترجمه "olema" به فارسی
بودن, است, باش بهترین ترجمه های "olema" به فارسی هستند.
olema
verb
دستور زبان
olema (öeldistäide)
-
بودن
verbEnamus kola oli juba siin, kui ta selle maja ostis.
بيشتر وسايل وقتي اينجا رو خريدم همينجا بودن.
-
است
verb nounSee on huvitav pakkumine. Ma mõtlen selle peale.
پیشنهاد جالبی است. راجع به آن فکر خواهم کرد.
-
باش
verbArutelu käigus mõtle, miks on see materjal piibliõpilastele kasulik.
هنگام بررسی این بروشور در جلسات، فکر کنید که این نشریه چگونه میتواند برای نوآموزان مفید باشد.
-
ترجمه های کمتر
- بود
- هست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " olema " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "olema" با ترجمه به فارسی
-
مسیحی هستم · من مسیحیام
-
چاپ بنابر تقاضا
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
-
خواهش میکنم · قابل نداره · قابل نداشت · قابلی ندارد · قابلی نداشت
-
یک سوال دارم · یک پرسش دارم
-
من فکر میکنم پس هستم
-
راد (یکا)
-
گرسنه هستم · گرسنهام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن