ترجمه "ootama" به فارسی
انتظار داشتن, صبر کردن, منتظر ... بودن بهترین ترجمه های "ootama" به فارسی هستند.
ootama
verb
دستور زبان
ootama (kedagi)
-
انتظار داشتن
Nad ootavad, et ma nende käske täidaks, ja ma nõustusin sellega.
ازم انتظار داشتن دستورات شون رو انجام بدم منم قبول کردم
-
صبر کردن
verbTe ei pea ootama, kuni tekib probleem, enne kui selle teema üles võtate.
برای گفتگو در مورد امور مالی نباید صبر کرد تا مشکلی بروز کند.
-
منتظر ... بودن
verbKui ma kohale jõudsin, oli kogu kirurgide brigaad mind ootamas.
وقتي من رسيدم ، کل تيم جراحي منتظر بودن.
-
ترجمه های کمتر
- منتظر شدن
- وایسادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ootama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ootama"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن