ترجمه "ori" به فارسی

برده, بردَه, بنده بهترین ترجمه های "ori" به فارسی هستند.

ori noun Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برده

    noun

    Need kaks orja, kelle Remus saatis mind tapma.

    از طرف ريموس براي پايان دادن به زندگيه من دو برده فرستاده شد.

  • بردَه

  • بنده

    noun

    9 Kui me ei unusta, et oleme Jumala orjad, aitab see meil olla ka tagasihoidlikud.

    ۹ اگر به یاد داشته باشیم که بنده و غلام یَهُوَه هستیم هیچ گاه مغرور نخواهیم شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ori " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ori"

عباراتی شبیه به "ori" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ori" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه