ترجمه "osalema" به فارسی
شرکت کردن, شریک بهترین ترجمه های "osalema" به فارسی هستند.
osalema
Verb
دستور زبان
-
شرکت کردن
verbMarti sai meiega kokku ja aja jooksul hakkas ka tema ema vestlustes osalema.
ما با مارتی ملاقات کردیم، و با گذشت زمان مادرش در جلسات گفتگوی ما شرکت کرد.
-
شریک
nounb) Kuidas seda valitsust kirjeldatakse ja kes selles osalevad?
ب) این حکمرانی چگونه توصیف شده است، و چه کسانی در آن شریک هستند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " osalema " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن