ترجمه "palee" به فارسی

کاخ, قصر, کوشک بهترین ترجمه های "palee" به فارسی هستند.

palee noun Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاخ

    noun

    محل زندگی شاه

    Pilatus naaseb rahvahulga juurde, kes ootab väljas palee ees.

    پیلاتُس نزد جمعیت که در بیرون کاخ در انتظار او بودند، بازگشت.

  • قصر

    noun

    Keset pidu näevad sajad inimesed kätt, mis kirjutab palee seinale salapärased sõnad.

    در یک جشن، صدها نفر دستی را مشاهده میکنند که کلماتی اسرارآمیز بر روی دیوار قصر مینویسد.

  • کوشک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palee " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "palee" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "palee" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه