ترجمه "paratamatu" به فارسی

حتمی, حتمیالوقوع, ناگزیر بهترین ترجمه های "paratamatu" به فارسی هستند.

paratamatu
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حتمی

    adjective

    Nende keha hakkas aeglaselt manduma, mis viis paratamatu surmani. (1.

    بدن آنان روند تدریجی تخریبی را آغاز کرد که به مرگی حتمی میانجامید.

  • حتمیالوقوع

  • ناگزیر

    Mispärast, on paratamatu, et ta põgeneb maalt välja.

    از این رو، ناگزیر باید که او از آن سرزمین به بیرون می گریخت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paratamatu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "paratamatu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paratamatu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه