ترجمه "part" به فارسی
اردک, مرغابی, ordak بهترین ترجمه های "part" به فارسی هستند.
part
noun
دستور زبان
-
اردک
nounMõned kuud tagasi, kaks parti maandusid minu basseini.
دو ماه قبلش ؛. دو تا اردک تو استخرم به زمين نشستن
-
مرغابی
nounSinikael-pardi parvobject name (optional
خوشۀ مرغابی وحشیobject name (optional
-
ordak
-
بت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " part " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "part"
عباراتی شبیه به "part" با ترجمه به فارسی
-
کلهسبز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن