ترجمه "pass" به فارسی
گذرنامه, پاسپورت, گذرنامه بهترین ترجمه های "pass" به فارسی هستند.
pass
-
گذرنامه
nounFrank Lucas, nagu on ka minu passis kirjas.
، فرانک لوکاس به نظر ميرسه گذرنامه ام ميگه
-
پاسپورت
Gilberto de Piento nimeline pass ületas just piiri.
Gilberto Del Pientoپاسپورت شخصي به نام همين الآن اجازه خروج گرفته.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pass " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pass
-
گذرنامه
nounFrank Lucas, nagu on ka minu passis kirjas.
، فرانک لوکاس به نظر ميرسه گذرنامه ام ميگه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن