ترجمه "peegel" به فارسی

آیینه, آينه, آینه بهترین ترجمه های "peegel" به فارسی هستند.

peegel noun Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آیینه

    noun

    Piibel on nagu peegel.

    کتاب مقدّس همچون آیینه است.

  • آينه

    Sest kui ma sind vaatan, see on nagu peeglisse vaatamine.

    چون هر بار که بهت نگاه ميکنم ، مثل اينِ که دارم توي آينه نگاه ميکنم.

  • آینه

    noun

    Pilk peeglisse näitab, et lisandub uusi kortse ning juuksed lähevad aina hallimaks — aga ka hõredamaks.

    در آینه چین و چروکهای تازه و موهایمان را که تدریجاً سفید شده و میریزند، مشاهده میکنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • آئینه
    • آیینه آئینه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peegel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Peegel
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آینه

    noun

    Peeglis on mingi kurjus, mille jõud on vaid kasvanud.

    شرارتی در درون آینه هست که قدرتش زیاد شده.

تصاویر با "peegel"

اضافه کردن

ترجمه های "peegel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه