ترجمه "piim" به فارسی
شیر, شير بهترین ترجمه های "piim" به فارسی هستند.
piim
noun
Noun
دستور زبان
-
شیر
nounJa see oli tõsi, see vend tõepoolest tõi meile piima.
حرفم راست بود؛ آن برادر برایمان شیر میآورد.
-
شير
Sellise tempoga ei saa me kunagi piima ega mune.
با اين وضعيت ما عمرا شير و تخم مرغ بدست بياريم.
-
[[شیر]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "piim"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن