ترجمه "piiskop" به فارسی
اسقف, osqof, سکوبا بهترین ترجمه های "piiskop" به فارسی هستند.
piiskop
noun
Noun
دستور زبان
-
اسقف
nounSenlise'i piiskop läks mööda ja oli tagasilanguse tunnistajaks.
اسقف سانلي که از اينجا ميگذشت شاهد مرتد شدن دوباره اون بود.
-
osqof
-
سکوبا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piiskop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Piiskop
-
اسقف
Piiskop murdis oma vandeid, et rääkida mulle seda.
اسقف قسم خودش رو... شکست تا اين رو به من بگه
تصاویر با "piiskop"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن