ترجمه "pistoda" به فارسی
خنجر, دشنه, خنجر بهترین ترجمه های "pistoda" به فارسی هستند.
pistoda
-
خنجر
nounNaljakas, et sa seda nüüd just meenutad, kui pistoda sind sihib.
جالبه با اينکه خنجر من پشتته تصميم ميگيري اون قضايا رو چطوري به ياد بياري.
-
دشنه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pistoda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pistoda
-
خنجر
nounPistoda ja valge tuhk on Salvatore omanduses, on õige?
خنجر و خاکستر سفيد در تصرف سالواتوره ها هستن ، درسته ؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن