ترجمه "plaat" به فارسی
بشقاب, دیس بهترین ترجمه های "plaat" به فارسی هستند.
plaat
noun
دستور زبان
-
بشقاب
nounMa hakkan pesema mu käed, ja sind dünamiiti plaat.
، من الان ميرم دستام رو ميشورم.و برات يه بشقاب ديناميت ميارم
-
دیس
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plaat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plaat" با ترجمه به فارسی
-
لوح فشرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن