ترجمه "prantsuse" به فارسی
فرانسه, فرانسوى, فرانسوی بهترین ترجمه های "prantsuse" به فارسی هستند.
prantsuse
adjective
دستور زبان
-
فرانسه
properAja jooksul hakkasin osalema tõlkimises inglise keelest prantsuse keelde.
بعدها مترجم شدم و از انگلیسی به فرانسه ترجمه میکردم.
-
فرانسوى
-
فرانسوی
properAlguses oli mul tänu Québecis omandatud prantsuse keelele eeliseid.
در ابتدا فکر میکردم چون زبان فرانسوی را در کِبِک یاد گرفته بودم، کارم آسانتر است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prantsuse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prantsuse
-
فرانسوى
-
فرانسه
properPrantsuse armee praktika on valida hoiatavaid näiteid liisuvõtmise teel.
در ارتش فرانسه انتخاب افراد هميشه به اين صورت بوده.
-
frāns?vi
عباراتی شبیه به "prantsuse" با ترجمه به فارسی
-
فرهنگستان فرانسه
-
انقلاب فرانسه
-
انقلاب فرانسه
-
زبان فرانسوی · فرانسه · فرانسوى · فرانسوی
-
پلینزی فرانسه
-
گویان فرانسه
-
جمهوری فرانسه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن