ترجمه "probleem" به فارسی
مشکل, مسئله بهترین ترجمه های "probleem" به فارسی هستند.
probleem
noun
Noun
دستور زبان
-
مشکل
nounKuid probleem on selles, et mõnikord on seal koletis.
اما مشکل اينجاست که گاهي وقتا هيولا همونجاس.
-
مسئله
nounKogu austuse juures, söör, see pole minu probleem.
احتراما باید بگم که این مسئله به من مربوط نمیشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " probleem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "probleem" با ترجمه به فارسی
-
مسائل اجتماعی
-
معضل مفتسواری
-
مسأله دو جسم
-
گزارش مشکلات Windows
اضافه کردن مثال
اضافه کردن