ترجمه "punane" به فارسی

قرمز, سرخ, بور بهترین ترجمه های "punane" به فارسی هستند.

punane adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرمز

    noun

    Damonile meeldib punane kleit, Elenale meeldib punane kleit.

    ديمن از لباس قرمز خوشش مياد ، الينا هم از لباس قرمز خوشش مياد.

  • سرخ

    adjective

    Puusatükk, serveeritud Cumberlandipäraselt, punaste viljade kastmes.

    فيله ، سرو شده با سس مخصوصِ ميوه هايِ سرخ " کامبرلند ".

  • بور

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ghermez
    • sorkh
    • qermez
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " punane " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Punane
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخ

    adjective

    Ta torgati läbi, teda haavati valusasti ja nõrgestati, kui tema sõjavägi hävitati Punase mere vees.

    هنگامی که لشکریانش در آبهای دریای سرخ نابود شدند گویی بدنش شکافته شده، بشدّت مجروح و ناتوان گشت.

تصاویر با "punane"

عباراتی شبیه به "punane" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "punane" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه