ترجمه "puu" به فارسی
دِرَخت, درخت, شجر بهترین ترجمه های "puu" به فارسی هستند.
puu
noun
دستور زبان
-
دِرَخت
-
درخت
nounSuur puu ei ole roheline.
درخت بزرگ سبز نیست.
-
شجر
noun -
دار
nounVõti asub puu otsas asuvas linnumajakeses, maja taga kohe garaaþi kõrval.
کليد اونجا توي ظرف غذاي پرنده ها دست راست گاراژي که پشت خونه ست ، قرار داره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "puu"
عباراتی شبیه به "puu" با ترجمه به فارسی
-
درخت زندگی (زیستشناسی)
-
بزن به تخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن