ترجمه "raadio" به فارسی
راديو, رادیو, رادیو بهترین ترجمه های "raadio" به فارسی هستند.
raadio
noun
Noun
دستور زبان
-
راديو
nounMu hääl raadios käskis sul siia tulla, Anna.
آنا ، صداي من توي راديو بهت گفت بياي اينجا.
-
رادیو
nounTihti on inimeste huviobjektiks see, mida nad on äsja raadiost kuulnud või telerist näinud.
مردم اغلب به موضوعاتی که اخیراً از رادیو شنیدهاند یا در تلویزیون دیدهاند نیز فکر میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raadio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Raadio
-
رادیو
nounRaadio edastab hirmutekitavaid sõnumeid surmavatest tõbedest, mis ähvardavad maad.
از رادیو گزارشات هولناکی در بارهٔ بیماریهای مرگباری که مردم زمین را تهدید میکند به گوششان میرسد.
عباراتی شبیه به "raadio" با ترجمه به فارسی
-
راديوي نرم افزاري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن