ترجمه "rahvastik" به فارسی
جمعیت, اهلیت, جمعيت بهترین ترجمه های "rahvastik" به فارسی هستند.
rahvastik
-
جمعیت
nounRuandas, kus enamik rahvastikust on katoliiklased, nõudis etniline vägivallalaine vähemalt pool miljonit inimelu.
در روآندا، جایی که اکثر جمعیت آن کاتولیک هستند، حداقل نیم میلیون نفر در خشونتهای قومی قتلعام شدهاند.
-
اهلیت
-
جمعيت
Ja siis ühel päeval rahvastik seguneb ja reisib vabalt.
و يک روز جمعيت مخلوط مي شوند و مسافرت کردن آزاد خواهد شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rahvastik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rahvastik
-
جمعیت
nounRahvastiku kasvuga on suurenenud ka halbade uudiste hulk.
همینطور که بر تعداد جمعیت بشر افزوده شد، اخبار بد نیز رو به افزایش گذاشت.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن