ترجمه "reamees" به فارسی
سرباز, سرباز وظیفه بهترین ترجمه های "reamees" به فارسی هستند.
reamees
-
سرباز
nounPaari päeva eest ei teadnud ma reamees Zollerist ega tema olemasolust midagi.
تا چند روز پيش ، هيچ اطلاعي از سرباز زولِر يا موفقيت هاش نداشتم.
-
سرباز وظیفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reamees " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reamees" با ترجمه به فارسی
-
نجات سرجوخه رایان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن