ترجمه "reegel" به فارسی
قانون, ترتیب, حکم بهترین ترجمه های "reegel" به فارسی هستند.
reegel
-
قانون
nounMina rikkusin reegleid ja kannatan nüüd selle pärast.
من قوانين رو ميشکنم ، و نتيجه اش رو تحمل ميکنم.
-
ترتیب
nounSeega peaksid kogudusevanemad hoiduma kehtestamast reegleid seal, kus ei ole tegemist Pühakirja põhimõtete rikkumisega.
بدین ترتیب، پیران باید در جایی که اصول کتاب مقدس نقض نمیشوند، از وضع قوانین اجتناب کنند.
-
حکم
nounMõistad, mida Tähelaevastiku reeglite kohaselt nüüd teha tuleb.
مي دوني که مقررات اخترناوگان در اين مواقع چي حکم ميکنه
-
قاعده
nounSel juhul ma loodan, et teie kogemused on erandid, mis kinnitavad reeglit.
خب, پس, من امیدوارم که تجربه زندگی شما از این قاعده استثنا باشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reegel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reegel" با ترجمه به فارسی
-
مدیر قوانین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن