ترجمه "religioon" به فارسی
دین, کیش, مذهب بهترین ترجمه های "religioon" به فارسی هستند.
religioon
noun
Noun
دستور زبان
-
دین
nounEbaõiglus, eelarvamused, natsionalism ja religioon külvavad ning kastavad vihaseemneid kogu maailmas.
در سطح دنیا، بذر تنفر توسط بیعدالتی، تبعیض، ملیتگرایی و دین، کشت و آبیاری میشود.
-
کیش
noun -
مذهب
nounSellise käitumise üks põhjus võis olla tema religioon.
یکی از علل این رفتارش شاید مذهب وی بود.
-
آیین
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " religioon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Religioon
-
دین
nounReligioon pole teadust mitte alati oma sõbraks pidanud.
دین همیشه دوست علم نبوده است.
عباراتی شبیه به "religioon" با ترجمه به فارسی
-
کیهانشناسی دینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن